X
تبلیغات
رایتل

شب روان خیال

کاش اندازه ی آغوش تو بودم ... اما
یا که هر شب به خیال تو نبودم ... اما
با نگاهت همه ی فاصله ها را کشتی
بی تو در فاصله ها گرچه غنودم ... اما

یاد دارم که همیشه غم من بودی و حیف
روزها را شب بر هم هم من بودی و حیف
آتش چشم تو را گرمی تابستان بود
کاش لبخند کم اندر کم من بودی و حیف

روزها یاد تو را قاب گرفتم ... افسوس
شب که شد غربت مهتاب گرفتم ... افسوس
جاده تا آنطرف خاطره هایم می رفت
گرمی عشق تو در خواب گرفتم ... افسوس

چشم من با تو تمام غزلش آبی بود
زردی فاصله ها ما حصلش آبی بود
یاد دارم لب شیرین تو را شب همه شب
اشتیاق دل و فکر و عملش آبی بود

19/3/1387
نوشته شده در چهارشنبه 22 خرداد‌ماه سال 1387ساعت | 01:50 ب.ظ توسط امیر | نظرات (1)