X
تبلیغات
رایتل

شب روان خیال

ای اسیر قصه های بی قرار دیده ها
شوق تو در ماورای گریه و خندیده ها

من بدستم لاله ای از عشق دارم سرخ روی
هم به قلبت قصه ها دارم من از رنجیده ها

من کویری بی بهارم ؛ تشنه دریایی صبور
من غروبی بی طلوعم خسته از تابیده ها

عاشق روی غریبانه ترین خواب زمین
چون تلاش آفتابم در تب خوابیده ها

من غمم ، هر روز در چشمان عشقی دلفریب
من توام ، آسایشی در سایش سائیده ها

مهربانم من ، بداخلاقم ، پر از خالی ترین
انعکاس بی تماس سرد ناسنجیده ها

بگذر از من زندگی کن عشق تنها چاره نیست
مرد باید تا گذشتن ، گشتن از گردیده ها
نوشته شده در چهارشنبه 29 خرداد‌ماه سال 1387ساعت | 10:22 ق.ظ توسط امیر | نظرات (1)