X
تبلیغات
رایتل

شب روان خیال

تقدیر ، انتظار دل و اشک رو به راه
در عمق کوچه در پی دروازه ی نگاه

من باز در خیال خیانت به عاقلان
بی ربط می کن همه ی عمر را گناه

انگار عاشقم ولی نه .... خراب تر
دیوانه ام ، امیر شدم ، لیک بی سپاه

با آسمان کوچه ی دل آشتی ولی
ولگرد بی نهاتم اینک شبیه ماه

در آبی نگاه کسی گیر کرده ام
مجذوب جزر و مد کسی آشنای آه

در بزم دف زنان زمین نی شدم ولی
امیدوارم رقص تو در بزم چهار گاه

هی می زنم به یادت لبت پک به آفتاب
من سوختم و واژه شد از سوزشم سیاه

اشکم بیا بیا و مرا بذر لب بپاش
من سبز می شوم به امید تو صبح گاه

باشد همان که گفت قلم می نویسم ..آه
من عاشقم همیشه در غم تو ، سینه ام گواه


بعد از ظهر جمعه
7/4/1387

نوشته شده در جمعه 7 تیر‌ماه سال 1387ساعت | 10:39 ب.ظ توسط امیر | نظرات (3)