X
تبلیغات
رایتل

شب روان خیال

 

سلام به دوستان مهربونم که  نمی گذارند این تنهایی .... خاک بخوره .

واقعیتش این رفتن برق گاهی نعمت هم هست ....

 این هذیان ها هم از برکت رفتن برق نوشته شدن . از بیکاری اس ام اس می ساختم برای یکی از نزدیکان عزیزم . امیدوارم لحظه های شیرینی برای شما بوجود بیاره .

 

 

دوباره برق رفته کجاست نور شما

نگاه مظطربم مانده بی حضور شما

نشسته ام لب این جاده بی شما تنها

نگاه می کنم از دوردست دل عبور شما

 

گاه باید در تمنا مرد و برد

اشک را بر شرم تقدیرش سپرد

یا که باید در تب افتاد و شکست

در تخیل شمع شد پروانه خورد

گاه باید سایع شد بهر خمار

نئشه ی عشقش شد در خواب مرد

آه باید زنده مرد و خنده کرد

گریه هایی را که نتوانی شمرد

 

برای رنگ قفس ، آسمان دل نیکوست

برای گفتن یک جمله  جان ما کمروست

شریعت لب ما را طریقت دلهاست

حقیقتی ندهد این کلام اگر بی دوست

شبانه تا لب دریای مدّ‌ زده نروی

که در مقابل چشمان خیس ما چون جوست

 

برآی آفتاب دو دیده بدون تو منگم

برای خواندن دل صادقانه دلتنگم

صدا بزن هیجان را بگو بخواند باز

ببین دوباره شکستم برای خود سنگم

 

چون خنده نکردی شب دل سرد و سیاه است

اندیشه مکن خنده ی تو مهر گیاه است

لبخند بزن وقت تکیدن نرسیده است

راحت کنمت سبز زمین بی تو سیاهست

 

هستیم به امید تماشای نگاهی

هستیم ولی در هیجان گاه به گاهی

در جاده ی دل عکس رخ خوب یکی هست

دل مضطرب شب شدن افتاده به راهی

 

نوشته شده در پنج‌شنبه 3 مرداد‌ماه سال 1387ساعت | 10:09 ب.ظ توسط امیر | نظرات (2)