X
تبلیغات
رایتل

شب روان خیال

تقدیم به عزیز دلم، مهربونی که تمامی برای او می جوشم.

شبیه ساعت شنی من از ترانه ها پرم

شبیه زنگ مدرسه من از کلاس دلخورم

شبیه هیچ نیستم ولی شبیه می شوم

به عشق ان نگاه گرم کمی شبیه چادرم

سلام خانم عزیز من عاشق شما شدم

برای سقف خانه ات ببین شبیه آجرم

دریغ لحظه ای زد و خماری از سرم پرید

همیشه شکوه دارم از همان که زد تلنگرم

چقدر ترس وای نه ! چقدر عشق داشتم

که لحظه ای ببینی ام که ابر آسمان خورم

13/5/1387

نوشته شده در پنج‌شنبه 17 مرداد‌ماه سال 1387ساعت | 12:33 ب.ظ توسط امیر | نظرات (4)