X
تبلیغات
رایتل

شب روان خیال

من با تمام فاصله ها آشتی شدم

هر لحظه با سکوت شما آشتی شدم

بالای پشت بام دلم نردبان نبود

مُردم و با تمام هوا آشتی شدم

می چرخم از خماری دل دور آفتاب

با نئشگی  سوزش پا آشتی شدم

شاید میان ابر بزرگی نشسته ام

با آسمان و خاک خدا آشتی شدم

باشد تو باز با من و دل قهر کن ولی

من با سکوت و قهر شما آشتی شدم

20/5/1387

نوشته شده در یکشنبه 20 مرداد‌ماه سال 1387ساعت | 10:52 ب.ظ توسط امیر | نظرات (1)