X
تبلیغات
رایتل

شب روان خیال

بشکن ؛ تمام ! بی تو غزل لفظ و مردنیست

غی غاژ های اشک من از دست بردنیست

وا کن گره نزن به شبت خواب مرده را

شبهای عین و شین و تو با قاف خوردنیست

در یک گره شبیه گره باز می شوی ، یا نه

گاهی گره گره شدنت هم شمردنیست

ای اشکهای خستگیِ من به یادتان

این لحظه های مظطربم تا نخوردنیست

شب با ستاره ها وَ من و آه با همیم

اشکی که در تو هضم شود سر سپردنیست

18/9/1387

نوشته شده در جمعه 22 آذر‌ماه سال 1387ساعت | 10:25 ق.ظ توسط امیر | نظرات (2)