X
تبلیغات
رایتل

شب روان خیال

تا غروب سایه را در کوچه ها باور کنم

باید از خود تا خدا را شکل یکدیگر کنم

فکر درس دینی ام را رقص دینداری پراند

باید این رقاص را با زهد هم دفتر کنم

تا معلم جمله ی ایاک نعبد را نوشت

من والضالین خود را وقف یا دلبر کنم

هم تراز جمله ی ما هیچ ما تنها نگاه

باید از هر چشمِ شوری خویش را اطهر کنم

طبق دستور غزل گویان ویس و وامقی

باید از علم غزل من عشق را از بَر کنم

چونکه از یک خاک خلقیدند بوش و موش و ما

گاه باید یک غزل در مدح گاو و خر کنم

تا که انگ خر شدن بر روی پیشانی نخورد

باید اتمام غزل را زودتر باور کنم

13/11/1387

نوشته شده در یکشنبه 13 بهمن‌ماه سال 1387ساعت | 05:06 ب.ظ توسط امیر | نظرات (1)