((اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است ))
خورشید دید روی ماه تو دریای شعله شد
یک عمر غرق مهر تو بودن شنا کم است
پروانه ام که شمع وصالت مرا بسوخت
پروانه را برای از تو سرودن صدا کم است
دیوارهاست میان درد و نمردن به صد دلیل
دل را به خاک پای تو مردن شنا کم است
بیت اول برای استاد بهمنی هستش.
در غروب نگاهی که مدّ اشکهایش
آسمان چشمهایش را بارانی کرده بود
سکوتی دیدم ، در امتداد افق
تا بی کران ، تا بهار
تا پاییز
بهانه ای که مجذوبم کرد
سبز بود آبی تنهاییش
و گرم بو شوق تماشایش
من شکوفایی را دیدم در بستر خویش پژمرد
22/1/1387