مرا امید وصالت قمار تنهاییست

صدا سریر غرور است و غم ــ بهانه ی عشق

لبان مجاور بودن ــ  دلم ترانه ی عشق

 

سکوت ترجمه ی بیستون تنهایی

شکاف کوه گزیدن شبیه لانه ی عشق

 

اگر شکار تو گشتم مرا مکش ای عشق

که سینه ی من غمگینت آشیانه ی عشق

 

دریغ اگر نکنی لب ، من آه جوی توام

که سوز سینه ی عاشق بود نشانه ی عشق

 

گذر به خانه ی اندوه من نمی آری

که تاب زلف سیاهت زنم به شانه ی عشق

 

مرا امید وصالت قمار تنهاییست

که دام رفته بجویم به طعم دانه ی عشق

 

مراد من که به تنها شدن نشانه شدم

همیشه وصل تو باشد غم شبانه ی عشق

 

19/1/1387

غم بی حساب عشق

می شکند دل مرا این غم بی حساب عشق

طعنه به خواب می زند نیمه شب خراب عشق

باز شبی گذشت و او خواب مرا ربوده است

صبج به خواب میروم از تب آفتاب عشق

از لب اشک جوی من خنده دریغ می کند

رشک نمی برم به غم گر بود انتخاب عشق

من به تو دل نشانده ام ای طرب تو خواب من

گر تو رفیق می شوی هم تو بزن نقاب عشق