X
تبلیغات
رایتل

شب روان خیال

گاه باید در تمنا مرد و برد

اشک را بر شرم تقدیرش سپرد

یا که باید در افتاد و شکست

در تخیل شمع شد پروانه خورد

گاه باید سایع شد بهر خمار

نئشه ی عشقش شد در خواب مرد

آه باید زنده مرد و خنده کرد

گریه هایی را که نتوانی شمرد

نوشته شده در چهارشنبه 2 مرداد‌ماه سال 1387ساعت | 09:18 ق.ظ توسط امیر | نظرات (2)